X
تبلیغات
تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش - نظرات تربیتی ائمه اطهار(ع) . سیره تربیتی امام جعفرصادق (ع)

تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش

مطالب مربوط به تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش

نظرات تربیتی ائمه اطهار(ع) . سیره تربیتی امام جعفرصادق (ع)

سیره تربیتی امام جعفر صادق (ع)

چکیده:

در مکتب اسلام آنچه به عنوان زیربناواساس حرکت های فکری و عملی انسان پذیرفته شده است اعتقادات و باورهایی  است که انسان در عمق وجود خویش آنها را جای داده است.اهمیت اعتقادات مذهبی و مکتبی را در اسلام هر محقق منصفی می تواند از این مکتب دریابد و آن را به وضوح احساس نماید. تربیت از آنجا که رابطه مهمی با (باور و اعتقادات) قلبی دارد نقش مهم و اساسی را نیز داراست.تربیت دو کار اساسی انجام می دهد.

1.انسان را آماده پذیرش عقاید حقه می نماید

2.انسان لغزش یافته از راه حق را باز به راه می آورد.

تمام دستورالعمل های مکتبی که در فرمایشات معصومین (ع)آمده است یا او را آماده و پرورده می کنند تا به راحتی حق را بپذیرد و باورهای مکتبی را در قلب خویش وارد کند و یا اینکه زمینه را برای طرد باورهای غلطی که قبلا وارد شده اند مهیا می دارد.

تربیت علاوه بر زمینه سازی و تهذیب خود نیز بخشی از اعتقادات را القا می کند و مایه های معرفتی دفن شده در باطن آدمی را بیرون می کشدو باورهای فطری فراموش شده را باز به یاد می آورد.به دلیل اهمیت اعتقادات در اسلام و به علت نقش بسیار مهمی که برای اصالت تربیت وجود دارد لزوم وجود مجموعه ای از دستورالعمل ها و توصیه ها و همچنین عملکردهای معصومین در مسایل تربیتی احساس می شود.

در این مقاله با گوشه ای از زندگانی پر برکت رئیس مذهب و ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت حضرت امام جعفر صادق آشنا می گردیم تا شاید این آشنایی موجب سرمشق قرار دادن دستورات آن امام صادق و مصدق و هدایت کامل ما به سوی طریق مستقیم قرار گیرد.

آن حضرت در روز 17ربیع الاول به سال 83 بعد از هجرت در شهر مدینه متولد گردید.پدر بزرگوارش حضرت امام محمد باقر پنجمین امام شیعیان بود و مادرش که بانویی جلیله و مکرمه بود ام فروره نام داشت که پدرش قاسم بن محمدبن ابی بکر و مادرشاسما بود.

آن حضرت دوران کودکی را در محضر امام زین العابدین سپری نمود و پس از شهادت آن حضرت درمکتب پدربزرگش کسب فیض نمود.آن حضرت همانند سایر امامان جامع تمام صفات پسندیده انسانی بود و در قله کمالات و شرافت قرار داشت.

با مطالعه در زندگانی معصومین می توان فهمید که از نظر معصومین چه مباحثی مهم تر و اصولی تر هستند می توان ویزگی های تربیت اسلامی را کشف کردو به فهم های عمیق وعالی رسیدکه بیش از همه در عمل کارایی دارند.

اهمیت وضرورت تربیت از نظر اسلام:

آیه(اقرا باسم ربک الذی خلق)بهترین شاهد بر عنایت فوق العاده اسلام به تعلیم و تعلم است. پیامبر اکرم (ص)می فرماید:بالتعلیم ارسلت (من برای تعلیم فرستاده شده ام)و این سخن را آنگاه فرمودندکه بنا بر مشهور در مسجد گروهی را یافتند که به عبادت  مشغول بودند و جمعی را که به تعلیم و تعلم اشتغال داشتند به مشاهده ایشان از لسان شریف شنیده شد که :هر دو گروه به خیر و نیکی می گذرانند و بعد فرمودندکه :اما من برای تعلیم فرستاده شده ام. سپس حضرت نیز در آن گروه که به تعلیم و تعلم می گذرانیدند نزول اجلال فرمودند و نیز در قران کریم آمده است که :

(هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمت)

(یزکیهم)در لفظ به معنی پاکیزه گردانیدن است و مشتمل بر پرورش و تربیت است و اما (یعلمهم الکتاب و الحکمت) مربوط به تعلیم است.حال مقصود از کتاب هر چه باشد کتاب و حکمت با یکدیگر توام شده است و حکمت دریافت حقیقت است و در این جای بحث نیست.

پس در این جهت که اسلام داعی به تعلیم و تعلم است تردیدی نیست.یکی از دعوتهای موکد اسلام خواندن مردم به طلب دانش است.(طلب العلم فریضت علی کل مسلم)از مسلمات احادیث نبوی است.

ضرورت و اهمیت تربیت از دید امام صادق (ع):

چند حدیث از امام صادق در رابطه با ضرورت تحصیل علم و تربیت:

امام صادق (ع)فرمودند:علم اصل هر صفت نیکوست و منتهای هر جایگاه رفیع. از این رو پیامبر فرموده است:کسب علم بر هر فرد مسلمان چه زن چه مرد واجب است ونیز فرمود:دانش بجویید اگر چه در چین باشد.آن دانش علم خودشناسی است و در آن معرفت خداوند نهفته است.رسول خدا فرمود:هر کس خود را بشناسد خدای خود را خواهد شناخت.ودیگر آنکه بر تو باد به جستجوی که عمل جز با آن صحیح نباشد آن اخلاص است.و نیز فرمود:پناه می برم به خدای از علمی که سودی نرساند و این علمی است که از اخلاص تهی است.بدان که علم اندک  عمل بسیار می طلبد.زیرایک روز دانش اندوزی مستلزم یک عمر عمل به ان است.

برای رسیدن به خدا طریقی جز طریق علم و دانش نیست .علم زینت انسان در دنیا و آخرت است و راه گشای او به بهشت است و انسلن را به رضوان خدا واصل می کند.عالم واقعی کسی است که اعمال وی گواه بر دانش او شیوه زندگی و ستوده باشد و صداقت و تقوای او تصدیق کننده وی باشند نه زبان آوری توام با نادانی و جدال و ادعاهای عاری از ارزش و دانش.

کسی که دارای عقل و عبادت و حکمت است علم را برای چیزی جز اینها جسته است ولی امروز می بینیم در طالب علم چنین اوصافی نیست.معلم نیازمند عقل مدارا خیرخواهی بردباری صبر قناعت و بخشندگی است و جوینده علم نیازمند رغبت به دانش اراده فراغت عبادت ترس از خدا قدرت بر حفظ و دوراندیشی است.

چند حدیث از امام صادق:

1.امام صادق (ع)فرموده است: مطالعه بسیاروپی گیردر مسایل علمی باعث شکفتگی عقل و تقویت نیروی فکر و فهم است.

2.امام صادق (ع) از حضرت علی (ع)نقل فرمودند:ای گروه جوانان شرف انسانی و سجایای اخلاقی خود را با آداب آموزی و تربیت محافظت نمایید و سرمایه گرانبهای دین خویشتن را با نیروی علم و دانش از دستبرد ناپاکان و خطرات گوناگون بر کنار نگاه دارید.

3.امام صادق فرمودند:دوست ندارم جوانی از شما را ببینم مگر آنکه صبح کند و رفت و آمدش در یکی از این دو حالت باشد:یا عالم یا محصل.کسی که چنین نباشد در انجام وظیفه کوتاهی کرده و خودداری از ادا وظیفه تضییع حق انسانیت است و چنین تضییعی گناه است و جایکاه گناهکار در آتش است.

چند حدیث از امام صادق در رابطه با نحوه تحصیل علم:

امام صادق فرمودند طالبان علم سه گروهند تو انان را به ذات و صفاتشان بشناس:گروهی برای کارهای جاهلانه و بحث های خصومت انگیز درس می خوانند.گروهی برای  گردن فرازی و فریبکاری تحصیل می کنند و گروه سوم علم را برای فهمیدن و تعقل کردن فرا می گیرند.گروه اول با سخنان خود مردم را می آزارند و در بحث های علمی مجادله و لجاجت میکنند اینان درس می خوانند تا در مجالس عمومی با حضور مردم سخن بگویند معلومات خود را به رخ این و آن بکشند و با نیروی دانش  دگران را شکست دهند و برتری خود را اثبات نمایند. گروه دوم وقتی با امثال خود مواجه می شوند نکبر می کنند و بر اثر غرور علمی آنان را با دیده تحقیر می نگرند و موقعی که با ثروتمندان پست تر از خود برخورد می نمایند به مکر و فریب دست می زنند و تملق می گویند تا توجه آنان را به خود جلب کنند و از ثروتشان بهره مند گردند.واضح است که تنها گروه سوم در تحصیل علم هدف صحیح و منزه دارند و ممکن است در پرتو دانش خود به کمال انسانی نایل گردند ولی گروه اول و دوم گرچه درس می خوانند و از پی تحصیل می روند اما اخلاق بد و رفتار ناپسندشان سد راه سعادت آنهاست و نمس توانند از معلومات خویش به شایستگی استفاده نمایند.

در جای دیگر می فرمایند:کسی که تحصیل علم میکند برای آنکه به مردمان فخر فروشی نماید یا به جنگ بیسوادان برود و آنان را شکست دهد یا آنکه بوسیله علم مردم را به خود متوجه کند و بگوید من رئیس شما هستم جایگاه چنین انسانی در آتش است.

 

 1.بحارصفحه      52                                    3.بحارجلد1 صفحه55

2.غررالحکم صفحه            444                      4.کافی جلد1صفحه49

مفاهیم و تعاریف:

بحث تعلیم و تربیت بحث ساختن افراد است.یک مکتب که دارای هدف های مشخصی است و مقررات همه  خانبه ای دارد و به اصطلاح سیستم حقوقی سیستم اقتصادی و سیاسی دارد نمی تواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد.زیرا مکتبی که می خوهد در بین مردم یک طرح خاص  اخلاقی یا اقتصادی و یا سیاسی را پیاده کند قطعا اینها را برای  انسانها می خوهد اعم از اینکه انسان هدف باشد یا جامعه انسانی.اگر هدف  جامعه باشد باز هم این افراد هستند که بوسیله آنها باید این طرح ها پیاده شود پس به ناپار باید آموزش ببیند و طوری پرورش پیدا کنند که بتوانند همین طرح ها را در جامعه پیاده نمایند و اگر هدف خود فرد باشد باز هم باید طرحی و برنامه ای  برای ساختن فرد وجود داشته باشدواگر مکتبی  مثل اسلام باشد که در آن هم اصالت فرد محفو است و هم اصالت اجتماع  قطعا باید برنامه ای برای ساختن افراد در دست داشته باشد هم از نظر آنکه هدف بودن خود فرد (اصالت)تامین می گردد و هم از آن جهت که باید فرد مقدمه ای و ابزاری برای اجتماع باشد.

تعلیم عبارتست از یاد دادن از نظر تعلیم متعلم فقط فراگیرنده است.مغز متعلم انباری است که یک سلسله معلومات در  آن ریخته می شود.ولی در آموزش کافی نیست که هدف لین باشد.امروز همه این را نقص می شمارند که آموزگار تنها بخواهد یک سلسله معلومات و اطلاعات را در نظر مستمع یا متعلم خود بریزد.هدف تعلیم باید بالاتر باشد معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون کند و قوه ابتکار او را زنده کند. چنین به نظر می رسد آنجا که راجع به (عقل و تعقل)بحث می شود در مقابل (علم و تعلم)نظر به همان حالت رشد عقلانی و استقلال فکری است یعنی اینکه انسان قوه ابتکار داشته باشد.

از سوی دیگر به نقل از دکتر علی شریعت مداری در کتاب تعلیم و تربیت اسلامی:مفهوم هایت در تعلیم و تربیت از ارزش ویزه برخوردار است.بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت هدایت و تعلیم و تربیت را دو مفهوم مترادف تلقی می کنند.به سخن دیگر تعلیم و تربیت را همان هدایت فرد یا جامعه  تلقی می کنند.پاره ای از مربیان هدایت  را رسالت اساسی تعلیم وتربیت محسوب می دارند.کلمه هدایت مفهومی گسترده ای دارد.هدایت با دستور دادن یا امر کردن فرق دارد.در امر کردن فرد امر کننده از دیگری می خواهد که کاری را طبق دستور او انجام دهد.معمولا گفته می شود که هدایت کردن یعنی کمک به فرد برای شناختن خود و محیط خویشتن.جریانی است که در ان فرد هدایت کننده می خواهد از طریق بحث و گفتگو و ارائه راه های مختلف و توجه دادن فرد به امکانات خود به او در حل مسایل و مشکلات کمک نماید.گاهی موضوع هدایت شناختن چیزی است.در این مورد فرد هدایت کننده کوشش می کند تا ضمن توجه دادن فرد به تجربیات خود جنبه های مختلف موضوع را روشن سازد تا فرد شخصا درباره شناسایی موضوع اقدام کند.

اهداف تربیت از دید اسلام:

ذکر تمام هدف های تربیتی در حوصله این تحقیق نمی گنجد ولی چند تن از این اهداف به اختصار عبارتند از:

1.پرستش خدا هدف اصلی تربیتی

2.تقوا

3.تعلیم حکمت

4.پرورش روح عدالت خواهی

5.تکامل انسان

6.عزت نفس

7.احترام به انسان ها

8.برادری و همکاری

9.پرورش نیروی تفکر

چند حدیث از امام صادق در مورد اهداف تربیتی:

1.پرستش:امام صادق (ع)می فرمایند:یک فرد عبادتی را انجام می دهد ولی در آن طالب رضای الهی نیست بلکه می خواهد مردم او را به پاکی ونیکی یاد کنند و دوست دارد کار خویش را به مردم بشنواند چنین فردی با این طرز تفکر شرک به خدا دارد.

یا در جای دیگر می فرمایند:محبوبیت در 3 چیز است که اول آنها مسئله حاکمیت خداوند است.بنده واقعی خداوند کسی است که در عطایای الهی برای خود مالکیت نبیند.زیرا بندگان مالک حقیقی مال نیستند.در نظر انان مال مال خداوند و ملک پروردگار عالم است و آنرا در جائی قرار می دهند و به طوری صرف می کنند که پروردگارشان بدان امر فرموده است.

2.تقوا:امام صادق (ع)می فرماید:به شما سفارش می کنم پرهیزگارباشید و با ارتکاب گناه مردم را بر خود مسلط نکنید و خویشتن را دچار ذلت و خواری ننمائید.       (نهج البلاغه فیض صفحه 1094)

یا کسیکه می خواهد با نداشتن خویش و قوم عزیز و محترم باشد با نداشتن ثروت غنی و بی نیاز باشد با نداشتن مقام اجتماعی دارای ابهت و عظمت باشد باید خویشتن را از ذلت گناه وناپاکی به محیط با عزت اطاعت الهی منتقل نماید.                                           (وسایل جلد3 صفحه202)

و در جای دیگر می فرماید:عزت و شرف مومن در این است که از دگران مایوس باشد و از انچه در دست مردم است قطع امید نماید.                         کافی جلد2صفحه148

3.تعلیم حکمت:امام صادق(ع)می فرماید:خیر و برکت هیچ ثروتی به قدر عقل نیست و پستی و ذلت هیچ فقری بر پایه حماقت که فقر عقلی است نمی رسد.    (کافی1صفحه29)

ویا درجای دیگر می فرماید:حجت خداوند بر مردم پیامبر است و حجت بین مردم و خداوند عقل است.

4.برادری و همکاری:

 امام صادق می فرمایند:مسلمین موظفند در راه پیوستگی و کمک نسبت به نیازمندان کوشا و جدی می باشند از عواطف اخلاقی و کمکهای مالی مضایقه نکنند.همچنین درباره تمام طبقات  مردم لازم است جهات عاطفی و اخلاقی را مراعات  نمایند.

5.پرورش روح عدالتخواهی:

امام صادق می فرمایند:بین فرزندان خود به عدالت رفتار نمایید همنطور که مایلید فرزندان شما و مردم بین شما به عدل وداد رفتار کنید.

6.تکامل انسان:

امام در مورد تکامل انسان می فرمایند:فکر کن در ساختمان میمون و اینکه بسیاری از اعضایش شبیه انسان است.سر وصورت وکتف و سینه جهاز هاضمه به علاوه هوش به خصوصی دارد که اشارات مربی خود را درک می کند.آدمی از این حیوان عبرت بگیرد و بداند که بشر از طینت حیوان ساخته شده است و از جنس اوست به خصوصی با همه شباهتی که بین او و میمون است و اگر خداوند از جهت هوش و عقل و نطق به انسان برتری نمی داد آدمی نیز مانند حیوانات بود.چیزی که میمون را با تمام شباهتی که به انسان دارد از آدمی جدا می کند همان نقص عقل و نطق است.وقتی خداوند خیر بنده ای را اراده می فرماید روح او را پاک و از تیرگی مصون می دارد.چنین روح پاکی خوبی ها را به خوبی می شناسد و بدیها را به انکار و بدی درک می کند.

7.عزت نفس:

امام صادق فرمودست که لقمان به پسر خود چنین گقت:فرزند عزیز همواره نفس خود را به ادا وظایف شخصی و انجام کارهای خویش الزام کن.و جای خود را در مقابل شدایدی که از ناحیه مردم می رسد به صبر و بردباری وادار نما.اگر مایلی در دنیا به بزرگترین عزت و بزرگواری نایل شوی از مردم قطع طمع کن و به آنان امیدوارمباش.پیامبران و مردمان الهی با قطع امید از مردم به مدارج عالیه خود نایل شوند.                                                (بحار جلد5 صفحه323)

 8.احترام به انسانها:

امام صادق می فرمایند:فروتنی و تواضع مایه اصلی هر شرف محبوب و مقام بلند است.  (محجت البیضا صفحه225)

یا در جای دیگر می فرمایند:کسی که کار خود را با لطف و مدارا انجام دهد به آنچه از مردم متوقع است نایل می شود.                            

9.پرورش نیروی تفکر:

امام صادق می فرمایند:خرد راهنما و دلیل مردان با ایمان است     کافی جلد1صفحه25)

یا در جای دیگر می فرمایند:انسان عاقل از یک سوراخ جانور دوبارگزیده نمی شود.یعنی خردمند در هر مورد از اولین آسیب درس  عبرت می گیرد و دوباره به ان کار زیان آور دست نمی زند.

نتیجه گیری:

پس از بررسی اهداف تربیتی از دید اسلام هم اکنون وقت ان رسیده است که با چند روش تربیتی در اسلام به عنوان نتیجه از این مقاله آشنا می شویم.

روشهای تربیتی در اسلام:

1.تلفیق علم وعمل

2.توام ساختن ایمان و عمل

3.تربیت عملی

4.روش عقلانی در تربیت اسلامی

5.امر به معروف و نهی از منکر

6.جهاد یک روش قاطع تربیتی

7.پاداش و تنبیه

8.توبه

9.پندواندرز

10.تربیت از طریق ذکر مثال

11.تربیت از طریق قصه و سرگذشت اقوام و ملل

12.دعا و نیایش

1.تلفیق علم و عمل:طبق آیه (همانا بندگان دانشمند خدا از او می ترسند)مشخص است که در اسلام علم وعمل از هم جدا نیست.در آیه ای دیگر منظور از علما افرادیست که عمل آنها سخن ایشان را تصدیق می کندو هر که عملش با سخنش اختلاف داشته باشد عالم نیست.

2 .توام ساختن ایمان و عمل:ترجمهء آیه ای از قران کریم نشان می دهد که ایمان باید با عمل توام باشد.نیکی ان نیست که صورت های خود را بسوی مشرق و مغرب بگرداند بلکه ادم نیکوکار کسی است که به خدا و روز قیامت و ملائکه و کتاب و ÷یامبران ایمان اورد و مال خود را در راه دوستی خدا به خویشان یتیمان فقرا درماندگان و بینوایان و در راه آزادی بندگان خرج کند و نماز به پا دارد و زکات بدهد و به عهد و پیمان خود وفا کند و در ÷ریشانی و سختی و در جنگ صبر و بردباری نشان دهد افرادی که اینچنین رفتار کنند راستگو و با تقوا هستند و در سوره والعصر آمده است:سوگند به عصر که همانا انسان زیانکار است افرادی که ایمان اوردند و اعمال نیکو انجام دادند و مردم را به رعایت حق و بردباری توصیه نمودند.و در نهجالبلاغه امده است:ایمان معرفتی عصمتی اعتراف به زبان و عمل به ارکان است.

3.تربیت عملی:همانطور که می دانیم سنت یکی از منابع معتبر احکام اسلامی است.سنت به گفته و عمل و تقریر اطلاق می شود.تقریر تایید چیزی است که در حضور ÷یشوایان معصوم از وحدت کامل شخصییت برخوردار بوده اند.آنها به انچه اعتقاد داشتند و به تبلیغ ان اقدام می کردند عمل می نمودند.به عبارت دیگر عقاید گفته ها اعمال انها هماهنگ و سازگار بودند.روی همین اصل گفته عمل و تایید انها به عنوان جهت تلقی می شد و منبع احکام اسلامی محسوب می گردید.این وحدت و هماهنگی کاملا " در رفتار انها مربی عملی عامل تداوم مکتب و ملاک رفتار اسلامی نیز بودند.

4.روش عقلانی و تربیت اسلامی:طبق آیه:مردم را از طریق حکمت(سخن منطقی) اندرز نیکو و بهترین طریق بحث به راه خدا دعوت کن.استفاده از حکمت یا سخن منطقی توصیه شده است یا در ایه دیگری آمده است از انچه بدان علم نداری ÷یروی مکن.اصول دین را باید از طریق تعقل ÷ذیرفت.رفتار اخلاقی در اسلام رفتاری است که مورد تایید عقل قرار می گیرد.احکام اسلامی براساس مصالح و مفا سد واقعی امور تعیین شده اند.

5.امر به معروف و نهی از منکر:امام جعفر صادق(ع) می فرمایند:کسی که از امیال خود رهایی نیافته و از بند آفات و شهوات نفس آزاد نگشته و در ÷ناه خدای تعالی داخل نشده و از خطا و اشتباه مصونیت ندارد صلاحیت امر به معروف و نهی از منکر را نخواهد داشت.هرگاه چنین نباشد.امر به معروف و نهی از منکر او حجتی است علیه خود او و مردم را نتواند سودی رساند چرا که خود عامل بدان نبوده است.

6.توبه:امام صادق(ع) می فرماید:توبه ریسمان خداوند و عنایت اوست و بنده باید در حالی بر توبه مداومت ورزد هر یک از گروه ها را گونه ای معرفت و علم است نسبت به اوصل توبه و عاقبت امر که بیان و شرح این مطلب در این جا به طول انجامد.

7.پند واندرز:امام صادق(ع) می فرماید:بهترین پندها ان است که جز راست نباشد و از حد اخلاص درنگذرد مثل واعظ و متعظ شخص بیدار و انسان خفته را می ماند که انسان از خواب غفلت بیدار شده و از گنا ه دست شسته می تواند دیگران را از غفلت بیدار کند ان کسی که در بیابان های گناه سرگردان است و پرده حیا(ازخدا)رادریده و از پندواندرزجزریاوتظاهرونام نیک نخواهد گمراهی  است که درصدد هدایت مردم است.

منابع:

تعلیم و تربیت در اسلام                       استاد مرتضی مطهری  

2.تعلیم و تربیت اسلامی                     دکتر علی شریعت مداری

3.الحدیث                                     روایت تربیتی از مکتب اهل بیت

4.مصباح الشریعت  مفتاح الحقیقت         100موضوع اخلاقی منسوب به حضرت امام صادق نوشته  عباس عزیزی

5.(تربیت)از دید معصومین علیهم السلام   دکتر رجبعلی مظلومی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 23:10  توسط علیرضا قادری  |